تبليغاتX
بازیگران

بازیگران

معرفی بازیگران

سلام

فرارسیدن ماه مبارک رمضانو به همه ی ایرانیان عزیز تبریک میگم

                              

اولين سريال مناسبتي كه روي آنتن خواهد رفت، سريال «بزنگاه» به كارگرداني «رضا عطاران» خواهد بود. اين سريال پس از لحظات ملكوتي اذان، ساعت 20:15 به روي آنتن خواهد رفت.
مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقه‌اي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته ‌شده است.
اين مجموعه تلويزيوني مانند ساير كارهاي عطاران در قالب طنز ساخته مي‌شود و «ايرج محمدي» و «مهران مهام» تهيه كنندگي آن را بر عهده دارند.فيلمنامه سريال نيز توسط «محمد رضا آريان» نوشته شده است.

در اين سريال بازيگراني چون رضا عطاران، حميد لولايي، علي صادقي، گيلدا رنجبران، غلامرضا نيكخواه، مرجانه گلچين، محمود بهرامي و سوسن پرور ايفاي نقش مي‌كنند.
اين سريال كه در بستر طنز به تصوير كشيده خواهد شد، روايت‌گر خانواده‌اي است كه پدرشان كه از نانوايان قديمي شهر است، فوت مي‌كند و پس از آن بر سر ارث و ميراث ميان اعضاء خانواده اختلاف ايجاد مي‌شود.
در سريال «بزنگاه» رضا عطاران در نقش يك معتاد بازي مي‌كند كه همسرش او و دخترش را به دليل اعتياد ترك كرده است.
پس از پخش سريال «بزنگاه»، وقفه‌اي در پخش سريال‌ها خواهد بود تا مردم بتوانند به نماز و عبادت بپردازند. پس از آن شبكه دو سيما سريال خود با نام «مثل هيچ كس» را روانه آنتن خواهد كرد. اين سريال هر شب ساعت 21:30 پخش خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «مثل هيچ‌كس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمد علي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود.

اين سريال تلويزيوني كه قالبي اجتماعي و خانوادگي دارد، اولين سريال مناسبتي امسال است كه با فيلمنامه‌اي از «علي اكبر محلوجيان»جلوي دوربين رفت و بازيگراني چون حسين ياري (داداشي)، حميد ابراهيمي (محمدباقر)، جواد عزتي (محمد حسن)، شاهرخ استخري (محمد امير)، رامين راستاد (كاظم)، ابراهيم ورزيده (عباس)، اصغر همت (جواد)، مهران رجبي (آميرزا)، پرويز پورحسيني (عمو علي)، نفيسه روشن (اشرف)، حنانه شعشعاني (نيلوفر)، عباس اميري (حاج نصرت)، مرضيه لشگري (عمه بتول)، آتنه فقيه نصيري، مريم رهبري و سوگل طهماسبي در آن ايفاي نقش مي‌كنند.
سريال «مثل هيچ‌كس» كه پيش از اين «داداشي» نام داشت، در 30 قسمت 35 دقيقه‌اي شب‌هاي ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش خواهد شد و روايت‌گر داستان برادر بزرگ يك خانواده است كه همه او را «داداشي» صدا مي‌كنند. پدر خانواده فوت مي‌كند و داداشي مسئوليتش در خانواده دو چندان مي‌شود...

به گزارش فارس، سريال «خواب‌زده» سومين سريال مناسبتي است كه شبكه يك سيما هرشب ساعت 22:15 روانه آنتن خواهد كرد. شبكه اول سيما در ماه رمضان ساعت اصلي پخش سريال‌هاي خود را به مجموعه مناسبتي‌اش اختصاص داده است.
مجموعه تلويزيوني «خواب‌زده» را «سيروس مقدم» به تهيه كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني مي‌كند.
اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و در شب‌هاي احياء نيز به روي آنتن نخواهد رفت.
فيلمنامه مجموعه تلويزيوني «برزخ» را «عليرضا افخمي» با همكاري «عليرضا عبدالحسني» نوشته و بازيگراني چون افسانه بايگان، فرامرز قريبيان، پوريا پورسرخ، مهراوه شريفي‌نيا و ... در آن ايفاي نقش مي‌كنند.

داستان سريال «برزخ» درباره خانم وكيلي است كه يك شب خواب عجبيب مي‌بيند. او در خواب خود گوشه‌هايي از عالم برزخ را مي‌بيند و پس از ديدن همين خواب است كه اتفاقات عجيب و غريبي در خانواده زن رخ مي‌دهد...
آخرين سريالي كه در شب‌هاي ماه رمضان از تلويزيون پخش خواهد شد، سريال «مامور بدرقه» به كارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» است كه ساعت 23 از شبكه تهران پخش خواهد شد.
سريال «مامور بدرقه» كه داستان آن توسط طرحي از «خشايار الوند» و فيلمنامه‌اي از «امير عباس پيام» بر اساس طرحي از «خشايار الوند» نوشته شده، در حال حاضر توسط «يار محمدلو» مراحل تدوين همزمان راسپري مي‌كند.

اين سريال در 27 قسمت 35دقيقه‌اي ساخته و داستان آن درباره يك مامور نيروي انتظامي است كه در شرف بازنشستگي مامور مي‌شود كه مجرمي را تحويل بدهد، اما مجرم فرار مي‌كند و اين تعقيب و گريزها، با مضمون طنز در اين سريال به تصوير كشيده خواهد شد.
در اين مجموعه تلويزيوني بازيگراني چون سيروس گرجستاني، جواد رضويان، مهرانه مهين ترابي، بهاره رهنما، زهره مجابي، كيانوش گرامي و ...ايفاي نقش مي‌كنند

مثل هیچکس:

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بزنگاه:

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

روزحسرت:

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خیلی دوستون دارم نظریادتون نره یادتون باشه که شما بانظرتون منوامیدوارمیکنین تا مطالب وبلاگ بهتربشه خداحافظ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:21  توسط کیمیا  | 

اناهیتا نعمتی:

* آناهیتا نعمتی بازیگر تلویزیون و سینما که فیلم "پارک وی" را بر پرده سینماها  داشت در اقدامی منحصر بفرد نام مستعار "آنا" را برای خود انتخاب کرد. برای کسانی که نمی دانند ذکر این نکته ضروری است که عقبه این اقدام بازمی گردد به تشابه اسمی بین او و آناهیتا همتی بازیگر دیگر تلویزیون که به نظر می آید قافیه را برای یکی از دو طرف دعوا تنگ کرده است.

 

نکته جالب اینکه در زمانی که نعمتی با یک بازیگر معروف سینما ازدواج کرد و نشریات زرد با آب و تاب به درج این خبر پرداختند، همتی به این تشابه اسمی اعتراض کرد که حتی موجب شده بود برخی اسم او را به عنوان همسر آن بازیگر معروف بنویسند. اما پس از ماجراهای پیش آمده اکنون آناهیتا نعمتی برای پایان دادن به این داستان دنباله دار «نعمتی - همتی» در سینما در واکنشی مستقل دست به تغییر نام خود زده است!

هر چند برخی معتقدند وی می توانست نام فامیل مستعار برای خود انتخاب کند، ولی به نظر می آید بازی در نقش یک مشرقی از سلسله مشرقی ها در فیلم "پارک وی" فریدون جیرانی، در این تصمیم بی تأثیر نبوده است. یک زن مستقل که یک تنه می خواهد مشکلات همه را حل کند و یک نامادری غیرکلیشه ای و حتی گره گشای نیروی انتظامی باشد، طبعاً مشکل چند ساله خود را از راه مشرقی ها حل می کند. به خصوص که آنا نعمتی این روزها از تجربه بازی در "پارک وی" به عنوان تولدی جدید در بازیگری خود نام می برد.

 

آناهیتا نعمتی را اولین بار در نقش كوتاهی از فیلم «هیوا»ی مرحوم ملاقلی‌پور دیدیم.
بعد از آن این بازیگر یكی از نقش‌های اصلی سریال «مسافر» به كارگردانی سیروس مقدم را بازی كرد و شاید هنوز هم عده‌ای او را در نقش خانم دكتر این سریال به خاطر می‌آورند.
نعمتی بعد از آن دیگر در تلویزیون ظاهر نشد و البته این سال‌ها حضور او در سینما هم كمرنگ بود. خودش می‌گوید بعضی از انتخاب‌های نادرست كه از بی‌تجربگی‌اش ناشی می‌شد باعث دور شدن او از مسیر درست بازیگری‌اش شده است.


اما نعمتی این روزها یكی از مشرقی‌های «پارك وی» به كارگردانی فریدون جیرانی است.یك مشرقی كه هرچند حضور نسبتاً كمرنگی در فیلم دارد اما وجه مشترك او با دیگر مشرقی‌ها، متفاوت بودن این كاراكتر است. او «پارك وی» را شروعی دوباره برای خود می‌داند. گفت‌وگویی را كه به بهانه اكران این فیلم انجام شده در زیر می‌خوانید.


● شما با بازی در فیلم «هیوا» كار مرحوم ملاقلی‌پور پا به عرصه سینما گذاشتید، این ورود می‌توانست نویدبخش یك حضور سنجیده در سینما باشد، اما انتخاب‌های بعدی شما چندان نشانی از وسواس در خود نداشت، چرا این اتفاق افتاد؟


 كاملاً موافقم كه حضور در فیلم «هیوا» كار مرحوم ملاقلی‌پور برای شروع كار یك بازیگر اتفاق مهمی محسوب می‌شود؛ اتفاقی كه در كارنامه بازیگری من كمتر تكرار شد. یك گروه حرفه‌ای در شرایطی بسیار سخت دور هم جمع شدند و با همدلی و با برنامه‌ریزی‌ بسیار دقیق و یك نوشته منسجم، توانستند یك اثر ماندگار در گونه سینمایی دفاع مقدس پدید آورند.


اتفاقاً بعد از اتمام این فیلم دلم می‌خواست در یك كار خوب حضور داشته باشم و با فیلمنامه‌هایی كه به دستم می‌رسید با سخت‌گیری زیادی برخورد می‌كردم. برایم سخت بود بعد از یك شروع خوب به هر پیشنهادی جواب مثبت بدهم اما نگرش مردسالارانه سینمای ایران در فیلمنامه‌نویسی و سقف داستان‌پردازی در آن رسیدن به این آمال را برایم سخت می‌كرد به‌طوری كه مجبور شدم از میان فیلمنامه‌های رسیده بالاخره یكی را انتخاب كنم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 18:8  توسط کیمیا  | 

عکس و گفتگو با برادران ترانه مادری !!

هما روستا
متولد 1325، داراي مدرك تحصيلي فوق‌ليسانس از دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست و همسر كارگردان معروف تئاتر حميد سمندريان. وي پس از كسب مدرك هنرهاي دراماتيك در رشته شيمي به تحصيل پرداخت كه به دليل شرايط زندگي ناتمام ماند. روستا از سال 1349 همكاري خود را با اداره تئاتر فرهنگ و هنر آغاز نمود و در همان سال نيز به تدريس در دانشكده هنرهاي دراماتيك پرداخت. «ديوار شيشه‌اي» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان در سال 1350 اولين تجربه‌اش در زمينه سينما به حساب مي‌آيد. او در سال 1369 جايزه بهترين بازيگر را از جشنواره هنري ادبي براي بازي در فيلم «ملك خاتون» از آن خود كرد و همچنين جايزه بهترين بازيگر از جشنواره سيما براي بازي در تله تئاتر «شعبده‌باز» را به خود اختصاص داد.


دانيال حكيمي
متولد 1342 در شاهرود، پس از دريافت ديپلم اقتصاد از سال 1360 با اداره فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري تهران شروع به همكاري كرد. سه سال بعد با گذراندن دوره كامل كلاس‌هاي حميد سمندريان و نيز دوره مدرسه بازيگري راديو، به عنوان بازيگر در راديو مشغول به كار شد. اولين ايفاي نقش او مربوط مي‌شود به نمايش «فيزيكدان‌ها» به كارگرداني سمندريان. پس از آن علاوه بر بازيگري به نوشتن و كارگرداني آثار مختلفي پرداخت. او در سال 1384 موفق به كسب ديپلم افتخار بهترين بازيگر مرد از جشن خانه تئاتر شد. حكيمي به عنوان يك چهره مثبت فيلم‌ها شناخته شده، هر چند، چندي پيش با ايفاي نقش در سريال‌هايي نظير «خانه پدري» و «لبه تاريكي» سعي در شكستن اين كليشه داشت و البته در وراي تمام اين تفاسير او به زيبايي تمام نقش‌هاي محوله را باورپذير ارائه مي‌كند.
وي در سريال ترانه مادري هم يك نقش خاكستري ارائه مي‌دهد؛ مانند هميشه زيبا و بدون نقص. از ويژگي‌هاي بارز او اين است كه از گفتگو فراري است... اگر گفتگوي او را جايي خوانديد از ما جايزه بگيريد.
لوكيشن، باغ برره
شايد كمتر كسي باور كند خانه مادربزرگ «ترانه مادري» همان لوكيشن برره است خانه‌اي بزرگ در منطقه سعادت‌آباد كه البته مهران مديري، دو سال پيش در فصل پاييز و زمستان در آن باغ بزرگ، اين لوكيشن را مقابل دوربين برد و اين بار اين خانه بزرگ در فصل بهار و تابستان لوكيشن اين مجموعه روتين شده است.

مينا لاكاني
در سال 1351 به دنيا آمد و فارغ‌التحصيل تئاتر از دانشگاه سوره است. پس از اين‌كه سيمرغ بلورين جشنواره سيزدهم را كسب كرد مدتي در فعاليت هنري‌اش وقفه افتاد تا دوباره با سريال «آخرين گناه» به كارگرداني حسين سهيلي‌زاده به صفحه جادويي بازگشت. او در سريال ترانه مادري نقش سميرا را ايفا مي‌كند كه رابطه‌اش با دو برادر (بهرام و پويا) ابهامي است كه در قسمت‌هاي آتي مشخص خواهد شد.



فاطمه گودرزي
متولد نوزدهم تيرماه سال 1342 در تهران است.
او نيز ديپلم اقتصاد را در سال 61 كسب كرد و پس از آن دوره دو ساله تئاتر گذراند. همسرش عبدالرضا گنجي است.
فعاليت در سيما را از سال 1367 و در سينما از دو سال بعد آغاز كرد. ايفاي نقش در فيلم «خانه خلوت» به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده در سال 1370 او را كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن و همين طور در سال 1377 كانديداي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به خاطر حضور در فيلم «جنگجوي پيروز» كرد.
تا بالاخره در سال 1374 اين سيمرغ را به خاطر «غزال» كسب كرد.

افشاني، بچه درسخوان
«محسن افشاني» كم سن و سال و پرانرژي همان بازيگر نقش پوياست كه تا مجله‌ها را در دست من و همكارم ديد، خوشحال و خندان مجله را از دست ما گرفت و به جايي پناهنده شد و خودكاري طلب كرد و مشغول حل جدول شد. به قول خودش خوره جدول است و برعكس پويا نظري مجموعه بسيار دقيق و ريزبين است و خودكفا و البته به مانند پويا بااستعداد. اگر بيننده برنامه سلام بهار و اجراي زنده محسن افشاني بوده باشيد بر مدعاي ما صحه خواهيد گذاشت. به طور حتم ديالوگ‌هايي كه در برنامه كودك و نوجوان به زبان‌هاي آلماني، ايتاليايي، فرانسوي و اسپانيايي را اجرا مي‌كرد، ديده‌ايد. خيلي‌ها او را يك استعداد قلمبه مي‌دانند كه با اين سن مي‌توان آينده درخشاني برايش متصور شد، اما خودش مي‌گويد تا پنج سال ديگر براي هميشه از اين وادي كنار خواهد رفت.
از چه زماني وارد اين عرصه شدي؟
افشاني: چهار سال پيش با تئاتر شروع كردم، علي مختارزاده كه دو تا از كارهاي مرا ديده بود از برنامه آستانه تماس گرفت و براي بازي در يكي از آيتم‌ها، پس از يك ماه به من پيشنهاد اجرا داد، ديگه از همان جا پله‌پله رفتم جلو تا شدم مجري اول برنامه، پس از آن برنامه «مادوتا» و «سلام بهار» كه قرار بود نود تا برنامه روي آنتن برود كه تنها شصت قسمت پخش شد. در جام‌جم هم برنامه زنده «بوم سفيد» را اجرا مي‌كنم.
چطور براي اين كار معرفي شدي؟
افشاني: از دو سال پيش با محمد حمزه‌اي (دستيار كارگردان) آشنايي داشتم (قرار بود در كار ديگري همكاري كنيم اما از آنجا كه كنكور داشتم، منتفي شد) فروردين‌ماه امسال تماس گرفتند براي اين كار، البته پيش از اين هم يك نقش كوچك در قسمت سوم سريال «كارآگاهان» به كارگرداني آقاي لبخنده ايفا كردم.
متولد چه سالي هستي؟
افشاني: يازدهم فروردين‌ماه سال 68.
پس امسال كنكور شركت كردي، در چه رشته‌اي؟
افشاني: در رشته مهندسي مكانيك گرايش حرارت سيالات كه حتما قبول مي‌شوم.
چرا در رشته هنري شركت نكردي؟
افشاني: همه گفتند كه بازيگري را به شكل آكادميك و دانشگاهي پيگيري كن، اما خودم دوست ندارم. من عاشق مهندسي شيمي و مكانيك هستم.
پيش از شروع كار چه بيوگرافي از پويا ارائه داده بودند؟
افشاني: در روزهاي پيش توليد، زماني كه براي تمرين دور هم جمع مي‌شديم آقاي حاتمي كه به عنوان بازيگردان حضور دارند (و البته بازيگر هم...) كمي در مورد نقش برايم توضيح داده بودند، با راهنمايي‌هاي ايشان و نيز آقايان محمدي و سهيلي‌زاده و همچنين تجربه كمي كه از تئاتر داشتم يك شناسنامه براي پويا نظري درست كردم.
به اندازه پويا درسخوان هستي؟
افشاني: تا قبل از اين‌كه درگير برنامه زنده شوم خيلي درسخوان بودم، اما بعد از آن كمتر پرداختم به درس ولي هميشه معدلم بالاي هجده است.
با چه معدلي ديپلم گرفتي؟
افشاني: با معدل كل 14/18 ديپلم گرفتم.
قصد داري تا كجا بازيگري را دنبال كني؟
افشاني: حداكثر تا چهار يا پنج سال ديگر.
يعني آنقدر اين حرفه را براي خودت محدود كردي؟
افشاني: نه! محدود نكردم، چون بازيگري جزء اهداف من در زندگي نبوده، هميشه دوست داشتم، مهندس شوم بازيگري از سرگرمي‌هاي جدي من به حساب مي‌آيد.
اجرا هم...؟
افشاني: اجرا كه هميشه حكم بازي برايم داشته يك نوع شوخي و خاله بازي. شايد به اين خاطر كه ويژگي‌هاي يك مجري مثل بيان و شيوه اجرا را هيچ‌وقت نداشته ام. هميشه جلوي دوربين بازي كردم چه در مقام مجري چه بازيگر.
پيش‌تر، كار با اين گروه حرفه‌اي را تصور مي‌كردي؟
افشاني: مثل خيلي‌ها اين سوال براي خودم هم وجود دارد كه چرا من انتخاب شدم؟ اين انتخاب خيلي برايم عجيب بود، من از هيچ يك از استعدادهايم ناآگاه نبودم و مي‌دانستم كه مي‌توانم خوب باشم، اما مدام فكر مي‌كنم كه چقدر زود و چقدر خوب در اين جايگاه قرار گرفتم.
به هر حال انتخاب يك مجري براي چنين نقشي تا حدي سخت است، من بسيار از اين اتفاق خوشحالم و تشكر مي‌كنم كه چنين فرصتي به من دادند.
چند تا خواهر و برادر داري؟
افشاني: تنها يك خواهر بزرگ‌تر دارم.
خانواده چقدر در اين زمينه مشوقت هستند؟
افشاني: من هميشه سپاسگزارشان هستم، در اين مدت خيلي اذيت شدند نقش خانواده واقعا قابل‌انكار نيست. شايد آن روزها كه براي تئاتر مي‌رفتم كارم را جدي نمي‌گرفتند، ولي از زماني كه اولين تصوير از من پخش شد جدي گرفتند و البته مطمئن.
بهترين بازيگر و بهترين مجري از نظر تو...؟
افشاني: حامد بهداد و رضا رشيدپور.

خيرابي: دوربين هميشه خانه ما بود

تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانه‌ها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانه‌ترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد مي‌كند، بدون اغراق مي‌توان از حالا آينده‌اي خوب را برايش متصور شد.وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفه‌اي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم «تلخون» و نيز فيلم سينمايي «حس پنهان» محدود مي‌شود. هر چند او از سال‌ها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كاري‌اش ثبت شود. در زندگي واقعي‌اش تقريبا مي‌توان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.
متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟
خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اين‌كه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جدي‌تر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار «حس پنهان» آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فيلم «تلخون» به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.
براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟
خيرابي: آقاي حمزه‌اي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند.
اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش مي‌آيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت چه چيزي است؟
خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر مي‌كنم تمام اين فيلم ديدن‌ها در ايفاي نقش به كمكم مي‌آيند، ضمن اين‌كه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار مي‌شد به خانه ما هم مي‌آمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر مي‌كنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيلي‌زاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم مي‌كنند.
پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و... را مي‌ديدي، فكر مي‌كردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟
خيرابي: به هيچ‌وجه، چنين احتمالي نمي‌دادم.
كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟
خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بودم، هم من و هم خانواده‌ام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديده‌ام، اما سريال «مسافر» بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نمي‌كنم.
سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟
خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه مي‌روم بالاتر باز بالاترش را طلب مي‌كنم.
خانواده‌ات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشده‌اند؟
خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال مي‌كنند.
در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن مي‌رود، در بيرون چهره شناخته شده‌اي هستي؟
خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: «پسرم از تو خوشش مياد، مي‌خواد باهات عكس بگيره». من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او مي‌ترسيدم.
او فهميده بود شاگردش بودي؟
خيرابي: نمي‌دانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.
برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟
خيرابي: يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت نادرست است بي‌توجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.
رشته‌ تحصيلي شما؟
خيرابي: فوق‌ديپلم نرم‌افزار كامپيوتر هستم كه انشاا... مي‌خواهم براي ليسانس بخوانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 17:44  توسط کیمیا  | 

بیوگرافی بهرام رادان:

نام : بهرام رادان
تاریخ تولد: 8 اردیبهشت 1358

هنرپیشه -او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد او:

ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .

و حیوان خانگی او یک سگ است


 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:56  توسط کیمیا  | 

اینم ازعکس ومطلب از پوریاپورسرخ به سفارش یکی ازدوستان نظردهنده

خصوصیات شخصی پوریاپورسرخ:


اصلا حسابگری بلد نیست.معتقد است اگر خوب پول خرج کنی,خداوند خوب پول میرساند.


خانواده دوست است و به مادرش خیلی احترام می گذارد.


با وجود این که بسیار زودرنج و احساساتی است خیلی زود کینه ها را از یاد می برد.


بسیار شوخ و شیطان است.


خیلی مواظب رفتار و حرکاتش در رفت و امدهایش است و برای بیشتر کارهایش از مشاوره دوستان و استادانش استفاده می کند.


دوست دارد همسر اینده اش صبور,مهربان,خانواده دار,با وفا و فهمیده باشد.


182 سانتیمتر قد و 75 تا 80 کیلو وزنش است.


دو سال از عمرش را به خاطر ادامه تحصیل در کشور امارات سپری کرده است.


بازی رضا کیانیان,پرویز پرستویی را بسیار دوست دارد.


از این که هوادارانش دور او جمع می شوند بسیار خجالت می کشد.


برای رسیدن به نقش شاهین در سریال صاحب دلان تنها در رفتار مردم و اطرافیانش دقت می کرد.


بدترین خاطره زندگی اش به مرگ مرحوم رضا سعیدی بر می گردد که خیلی بر روحیه او تاثیر گذاشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 21:32  توسط کیمیا  | 

شاید «پارک وی 2 » هم ساخته شود
شاید «پارک وی 2 » هم ساخته شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

• همین اول کار ماجرای ورودت به سینما را بگو.
شاهرخ‌شاهي: زمستان سال 80 بود و اردشیر افشین راد دستیار سامان مقدم برای "خوکها" دنبال دو بازیگر جوان بود. من شنیدم اما برای تست نرفتم. اردشیر همبازی من در "مکس" را دید و پیشنهاد تست فیلم سامان را مطرح کرد. او هم با من تماس گرفت و باهم رفتیم برای تست. سامان از من خوشش آمد و مشخصاتم را گرفت و ما دو نفر انتخاب قطعی شدیم. فیلمنامه خیلی خوبی بود و حیف که منتفی شد. بعد رفتیم در پیش تولید "مکس" که یکسال و نیم هم طول کشید و من اولین کسی بودم که از مجموعه "مکس" انتخاب شدم. فیلم ساخته شد و حدود دو سال بعد اکران شد.

• بعد از «مکس» مدتي خبری از نیما شاهرخ‌شاهی نبود. چرا؟
شاهرخ‌شاهي: من به صبر اعتقاد عجیبي دارم و از آنجایی که ورودم به سینما با سامان یک ورود حرفه‌ای خوب بود، کار دوم برایم خیلی مهم بود. بعد از "مکس" چند تایی سریال و دو سه تا پیشنهاد فیلم داشتم که صبر کردم و ترجیح دادم کار نکنم. اینکه موقعیتم با چی و چطور تثبیت بشود برایم مهم بود.

• تا اين كه «پارک وی» پيشنهاد شد....
شاهرخ‌شاهي: برای "پارک وی" با خیلی‌ها صحبت شده بود، پیش تولید هم طولانی بود و من هم اتفاقا در جریان همه چیز بودم و از آنجایی که كارهاي جیرانی را دوست داشتم و عاشق کاراکترهای فیلمهایش بودم، ماجرای انتخاب بازیگرش را هم دنبال می کردم. اصلا فکرش را هم نمی‌کردم که برای فیلم در نظر گرفته بشوم. اتفاقا داشتم وسوسه می‌شدم که کار دیگری را قبول کنم که شریفی‌نیا زنگ ز و من رفتم برای تست. یکی از مهمترین خصوصیات کوهیار که خود جیرانی هم روی آن تاکید داشت نوع نگاه‌هایش بود و شریفی نیا این ها را در من می دید. فیلمنامه را آوردند و من قسمتهایی از دیالوگ‌ها را گفتم و همان جا هم احساس کردم جیرانی بیشتر به نگاه‌ها توجه دارد تا گفتار و کلام. فردای همان روز تماس گرفتند و گفتند بیا برای قرارداد.

• فکر می‌کنی چه قابلیتهای خاصی باعث شد که برای نقش کوهیار انتخاب بشوی؟
شاهرخ‌شاهي: 50 درصدش نگاه‌های کوهیار بود که آقای جیرانی از من دید، بعلاوه اینکه از نظر فیزیک و ظاهر هم من را بررسی کرد. تند گفتن دیالوگ هم برایش مهم بود. شاید هم دوست داشت بیننده از ایفاگر نقش کوهیار ذهنیت قبلی نداشته باشد.

• چه دلایلی باعث شد اين نقش را قبول کنی؟
شاهرخ‌شاهي: فیلمنامه را که گرفتم همان شب ساعت 12 شروع کردم به خواندن، با توجه به اینکه می‌دانستم داستان یک آدم روانپریش و در ژانر وحشت است، فضای مشابه ایجاد کردم؛ نور کم و یک موزیک خاص. خیلی دقیق فیلمنامه را خواندم و سکانس به سکانس خودم را جای کوهیار گذاشتم. بعضی جا‌ها خودم هم وحشت می‌کردم و همینطور توی ذهنم می‌گفتم عالیه. فردا صبح که دستیار کارگردان تماس گرفت، پرسید می دانی که نقش خیلی حساس است و تهیه‌کننده هم حساسیت زیادی روی بازيگر فیلم دارد. می‌توانی بازی کنی ؟ و من هم خیلی با اطمینان و تسلط گفتم که می‌توانم و دلایلم را توضیح دادم.

• آن موقع چقدر به موفقیت فیلم و جذب مخاطب فکر می‌کردی؟
شاهرخ‌شاهي: خیلی زیاد، فیلمنامه خیلی خوب بود و در اجرا هم همه چیز خوب پیش رفت.

• احتمال می‌دادی كه فیلم پر‌فروش بشود ؟
شاهرخ‌شاهي: در حین کار فکر می‌کردم پر فروش بشود، یک سری صحنه‌ها بود که در طول کار اضافه شدند و با توجه به آنها احتمال می‌دادم کار پر فروشی شود.

• واكنش‌هاي مردم در طول جشنواره و این یک هفته که از اکران فیلم می گذرد، چطور بوده؟
شاهرخ‌شاهي: بعد از "مکس" خیلی‌ها می‌آمدند پیش من و عکس و امضا می‌گرفتند. همه شخصیت امیر علی را دوست داشتند و تحت تاثیر فیلم قرار گرفته بودند، اما بعد از "پارک وی" دو جور برخورد می‌شد: یا بازی را دوست داشتند و تبریک می‌گفتند و یا اینکه آنقدر من را در قالب نقش پذیرفته بودند که بیشتر به عنوان کوهیار با من برخورد می‌شد تا نیما شاهرخ‌شاهي.

• به نظر بعضی ها پایان «پارک وی» نا مفهوم است، چرا؟
نیما: خب پایان "پارک وی" باز است و شاید هم "پارک وی 2 " ساخته شود.

• نظرت در مورد بیانت در "پارک وی" چیست؟
شاهرخ‌شاهي: خب من در "مکس" کاملا گویشم متفاوت بود ولی اینجا با توجه به کاراکتر کوهیار اصلا قرار بود که تا حدودی غیر عادی باشم. بنا به نظر خود آقای جیرانی باید تند صحبت می کردم.

• بطور کلی از بازي در فيلم "پارک وی" راضی هستی؟
شاهرخ‌شاهي: به نظر من کسی که جرات ساخت چنین فیلمی را در سینمای ایران داشته باشد، باید مورد تقدیر قرار بگیرد، خیلی‌ها اصلا برای خندیدن به سینما می‌روند اما همان‌ها هم در مواجهه با بعضی صحنه‌های فیلم دچار رعب و حیرت می‌شوند. سر برخی صحنه‌ها صدا‌های خنده به کلی در سالن قطع می‌شوند. ما این ژانر را در سینمای ایران تجربه نکردیم و بیشتر نمونه‌ها هالیوودی بود. در هر حال "پارک وی" یک اتفاق نو در سینمای ماست.

• صحنه‌ای از فيلم هست که از آن راضی نباشی؟
شاهرخ‌شاهي: من تمام انرژی‌ام را گذاشتم. می‌ترسم اگر 3، 4 تا کار دیگر هم بکنم باز این کارم را بیشتر دوست داشته باشم. صحنه‌ای که زیر باران می‌دویدیم خیلی سخت بود، من باید سرعتم را با دوربیني که دارد دور 360 درجه می‌زند تنظیم می‌کردم و همزمان هم نباید به دوربین نگاه می‌کردم و چیدمان هم خیلی خاص بود، بعلاوه باران که فاجعه بود و این شرایط سخت 5 بار تکرار شد و بازهم البته چیزی که می خواستم نشد.

• کدامیک از صحنه‌های "پارک وی" را بیشتر دوست داری؟
شاهرخ‌شاهي: صحنه‌ای که با ماهیتابه زدم توی صورت فلور و صحنه‌ای که بعد از اینکه کتک خیلی بدی خوردم و سردم شده و دارم می لرزم، با توجه به اینکه وسط تابستان بود و من 4 تا لباس پوشیده بودم و پتو هم دورم بود، یک سری دیالوگ حسی داشتم که خیلی خوب بودند.

• صحنه‌اي كه روی پل پارک وی بر‌خلاف جهت ماشین‌ها حرکت می‌کنی، کاملا مشخص است که پل بسته شده و جز ماشین تو و رعنا، ماشین دیگری نمی‌بینیم .
شاهرخ‌شاهي: قبول دارم. چون ما فقط ۱۰ دقیقه اجازه بستن پل را داشتیم و باید تو همین ۱۰ دقیقه این سکانس را فیلمبرداری می‌کردیم، به دلیل کوتاهی وقت نتوانستیم ماشین دیگری اضافه کنیم.

• در سکانس شب که كوهيار و رعنا روی پل پارک‌وی حرکت می‌کنند، ما چند ماشین در حال حرکت به سمت مخالف ماشین رعنا می‌بینیم‌. اما پلان دوم که تو از ماشین پیاده می‌شوی دیگر ماشینی دیده نمی‌شود جز 2 تا که آنها هم به شکل ‌‌غیر‌طبیعی از جلوی ماشین‌های شما عبور می‌کنند، حتی چراغ عقب ماشینی که جلوی شما ایستاده روشن می‌شود و کاملا مشخص است که بعد از گفتن کلمه حرکت توسط جیرانی این ماشین شروع به حرکت می‌کند .
شاهرخ‌شاهي: اینها هم شاید بخاطر کمبود وقت و امکانات بوده.

• در سکانسی از فیلم «آب و آتش» هم ماشین در خلاف جهت اتوبان حرکت می‌کند و همین حرکت باعث تصادف شدیدی بین دو ماشین سر فیلمبرداری شد و شاید به همین علت جیرانی دیگر از حرکت ماشین در خلاف جهت بین دیگر ماشین ها خودداری کرده، در صورتی که می‌توانست با توجه به تجربه قبلی این سکانس را خیلی بهتر بگیرد. سر فیلم «کارناوال مرگ» که چند ماه پیش فیلمبرداری می‌شد، چندین ساعت خیابان ولیعصر را برای فیلمبرداری بستند و شب دیگری هم چندین ساعت تونل رسالت را بستند. چرا برای «پارک وی» این اتفاق نیفتاد ؟
شاهرخ‌شاهي: حتما آنها قدرتی داشتند که می‌توانستند کل تهران را هم ببندند، اما گروه ما این قدرت را نداشت .

شاید «پارک وی 2 » هم ساخته شود - بخش دوم



• قبول داری برخی از این کمبود امکانات در فیلمبرداری باعث خنده‌دار شدن بعضی از سکانس‌ها شده؟
شاهرخ‌شاهي: "پارک‌وی" می‌توانست خیلی بهتر باشد.

• خیلی از سکانس‌هایی که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند در اکران عمومی حذف شده‌اند. بطور مثال سکانسی که تو با تبر به کمر شریفی‌نیا می‌زنی و خون از کمر او بیرون می‌ریزد.
شاهرخ‌شاهي: رنگ خون خیلی بد بود و شباهتی با خون واقعی نداشت، ضمنا اگر تبر به کمر آدم بخورد آنقدر خون بیرون نمی‌ریزد که نشان داده می‌شد .

• خیلی‌ها تبر را با چوب اشتباه می‌گیرند، چون زاویه دوربین اصلا طرف تیز تبر را نشان نمی‌دهد .
شاهرخ‌شاهي: فیلمبردار اين سکانس را طوری فیلمبرداری کرد که حتی درخشش تیزی تبر هم معلوم شود، اما چون با حذف سکانس بیرون‌زدن خون از کمر، ضربه‌زدن من به کمر شریفی‌نیا خیلی سریع اتفاق می‌افتد شاید تيزي تبر احساس نمی‌شود .

• دستي که چاقو می‌خورد بزرگتر از دست خودت به نظر می‌رسد.
شاهرخ‌شاهي: قبول ندارم، چون دست دقیقا با قالب اندازه گیری شد و کاملا اندازه دست خودم بود و خون در آن جریان داشت که به پمپ خونی متصل بود. این دست مصنوعی به اندازه‌ای شبیه بود که وقتی در کنار دستم قرار می‌گرفت به سختی قابل تشخیص بود.

• سکانسی که جلوی کامیون می‌ایستی خیلی خوب کار شده، اما پلان قبلش که با رعنا داخل ماشین نشسته‌اید و ‌ به او التماس می‌کنی، گریه‌ات کاملا مصنوعی است و‌ خوب در نیامده .
شاهرخ‌شاهي: ما برای آن سکانس يك بار بیشتر نمی‌توانستیم از زیر پل رد بشویم چون اگر می خواستیم دوباره بگیریم باید ۳۰ دقیقه ‌دور میزدیم تا به آن نقطه برسیم و يك حلقه نگاتیو هم بیشتر همراه گروه نبود که ۲ دقیقه می توانستیم فیلم بگیریم. من قبل از فیلمبرداری برای ان پلان خیلی حس گرفتم اما به فیلمبرداری که رسیدیم واقعا هر کاری کردم نتوانستم گریه کنم.

• خیلی خوب است که اینقدر راحت جواب می‌دهی چون قبل از این که به دفتر سایت بیایی ‌ گفتم هر سوالی از نیما شاهرخ‌شاهي بپرسیم می‌تواند در جواب بگوید: " نقش، نقش یک آدم روان پریش است" و همه چیز را به این مساله ارجاع بدهی
شاهرخ‌شاهي: دقیقا، من اگر بخواهم توجیه کنم می‌توانم همین را بگویم ولی اصلا اهل توجیه نیستم.

• قبول داری که "پارک وی" یک مجموعه از فیلم‌های قبلی جیرانی است ؟
شاهرخ‌شاهي: مثلا ؟

• از اول فیلم برایت می‌گویم‌: مثلا‌‌ سکانس قطع برق در خواستگاری‌(‌سالاد فصل‌)، حرکت در خلاف جهت خیابان (‌آب و آتش‌)، سکانسی که رعنا سعی می‌کند از خانه فرار کند و تو با چوب او را می زنی‌(‌قرمز‌)
شاهرخ‌شاهي: شاید جیرانی از این سکانس ها خوشش آمده و خواسته دوباره از این ها استفاده کند .

• جایی گفتی فقط بهرام رادان می‌توانست این نقش را بازی کند. چرا؟
شاهرخ‌شاهي: جدا از قابلیت‌ها و توانایی‌هایش، بخاطر نگاهش که به نظر من خیلی خاص است.

• و در مورد پیشنهاد های بعد از "پارک وی" و اینکه الان روی پروژه خاصی کار می کنی؟
شاهرخ‌شاهي: بعد از "پارک وی" پیشنهادی داشتم که خیلی شبیه کوهیار بود ولی من فکر می کنم کوهیار یک بار اتفاق افتاد و نقش خیلی مشابه‌اش را بازی نمی کنم. شاید در آینده روزی اگر پیشنهاد مشابهی باشد یا بازی نمی کنم یا قرار باشد بازی کنم طور دیگری درش می‌آورم. در حال حاضر هم قراردادی دارم برای "جوانان ایستاده می میرند"، کار از بلژیک شروع و در خاک آلمان هم تمام می‌شود که یک کار بین‌المللی است و تمام عوامل آلمانی هستند و در استودیوی فیلمسازی برلین تهیه می شود.

• قرار بود فیلمی در رابطه با جام جهانی بازی کنی که در آلمان فیلمبرداری شود؟
شاهرخ‌شاهي: ما حتی ویزا هم گرفته بودیم. همه کارهای فیلمبرداری هم تقریبا جور شده بود اما به دلایلی پروژه منتفی شد.

• بدون اینکه کلیشه‌ای جواب بدهی، بهترین بازیگر سینمای ایران از نظر تو کیست؟
شاهرخ‌شاهي: خب بدون کلیشه‌ای جواب دادن، من بازی امین حیایی را خیلی دوست دارم، تیپ‌ساز فوق‌العاده ایست.

• بهترین فیلمهایی که دیدی؟
شاهرخ‌شاهي: من "کافه ستاره" را خیلی دوست دارم، "هامون"، "سنتوری" و "چهارشنبه سوری" از فیلمهای ایرانی و "Terrain Spotting" ، "بدو لولا بدو" و "Shutter" که این آخری از سینمای تایلند است.

• دوست داری با کدام کارگردان کار کنی؟
شاهرخ‌شاهي: "داریوش مهرجویی" و دوباره با سامان مقدم و فریدون جیرانی

• با بازیگران سینما دوستی و معاشرت داری؟
شاهرخ‌شاهي: خیلی محدود در حد شناخت.

• اهل شرکت در مراسم و جشنهای سینمایی هستی؟
شاهرخ‌شاهي: خیلی کم

• آخرین فیلم ایرانی و خارجی که دیدی؟
شاهرخ‌شاهي: «نقاب» و فیلم "فهرست شیندلر" را 3، 4 شب پیش دیدم که خیلی دوست داشتم ببینم ولی دستم نرسیده بود.

• نظرت در مورد جشنواره امسال چه بود؟ فکر می‌کنم به داوری‌ها تا حدودی معترض بودی؟
نیما: به شدت حق "پارک وی" پایمال شد. حداقل در 4 بخش بازیگری، فیلمبرداری، صدا گذاری و کارگردانی لیاقت کاندیدا شدن داشت. البته نادیده گرفته شدن مهرجویی و سنتوری هم که خیلی عجیب و غریب بود.

• چندتایی اسم ازت می پرسم و تو هم خیلی کوتاه نظرت را بگو، نهایتا در یک جمله.

فریدون جیرانی:
عاشق خصوصیات کودکانه‌اش هستم.
پارسا پیروزفر:
توانمند
هدیه تهرانی:
سوپر استار اول زن ایران.
سامان مقدم:
دوست صمیمی من.
محمدرضا گلزار:
خوش قیافه است.
بهران رادان:
"علی سنتوری"
امین حیایی:
سلطان تیپ‌سازی
گلشیفته فراهانی:
آنقدر توانا هست که بدون اینکه بخواهد می‌تواند بازی همه را بخورد.
محمدرضا شریفی نیا:
انتخاب بازیگر ..... کسی را که برای یک نقش انتخاب می‌کند ذاتا به نقش نزدیک است
تهمینه میلانی:
از خانم ها بپرسید بهتره!
اخراجی‌ها:
امین حیایی
شام آخر:
هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد که ........
آتش بس:
موقعی که جنگ تمام میشود می‌گویند آتش بس!
سنتوری:
حقش در جشنواره خورده شد
"پارک وی":
ژانر نو در سینمای ایران

نامردی اگرنظرندی

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:46  توسط کیمیا  | 

حامد کمیلی

متولد 14 تیر 1361 دراصفهان

کارشناسی مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر

پیانو مینوازد .

دو برادر دارد به نام های : احسان و ایمان

فصل مورد علاقه اش پاییز است.

کارهای مورد علاقه در اوقات فراغت : خواندن فیلنامه / تماشای فیلم / نوازندگی پیانو و همراهی با خانواده .

مجرد است .

10 سال در تئاتر فعالیت کرده است.

در زمینه روانشناسی مطالعات زیادی دارد.

بسکتبال بازی میکند .

در میان خواننده ها به شهرام ناظری علاقه دارد.

از بازیگران خارجی به آل پاچینو و شون پن و از بازیگران ایرانی به علی نصیریان و پرویز پرستویی و رضا کیانیان علاقه دارد.
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:41  توسط کیمیا  | 

نیما شاهرخ شاهی

متولد : 17 مرداد 1360

با بازی در نقش امیرعلی در فیلم مکس (سامان مقدم، 1382) به سینما آمد. اما سه سال طول کشید تا با بازی در نقش اول فیلم پارک وی (فریدون جیرانی، 1385) بدرخشد و مهارت های بازیگری خود را ثابت کند.

در تهران به دنیا آمده و بزرگ شده ی ولنجک است الان هم در ولنجک زندگی میکند.

یک خواهر بزرگتر ازخودش دارد به نام نیلوفر .

در رشته مهندسی عمران دردانشگاه تهران تحصیل میکند و امسال فارغ التحصیل میشود .

 او از بازی امین حیایی خوشش می آید.

معتقد است حق پارک وی در جشنواره پایمال شد.

فیلم کافه ستاره را دوست دارد.

عاشق هیجان سینماست .

متاهل است.

عامل فروش پارک وی را فریدون جیرانی میداند.

در خانواده تحصیل حرف اول را میزده برای همین فکر نمی کرده بازیگر شود .

عاشق بازیگری است ولی منتظر نقش خوب می ماند .

آرزویش کاربا کارگردانان صاحب نام است.

عاشق فیلمهای ترسناک است.

فیلمنامه ی پارک وی را از12 شب تا 4 صبح یکسره خواند.

عاشق صدای دوربین 35 میلیمتری است .

اغلب شبکه های ماهواره ای از او به عنوان خواننده یاد میکنند.(به خاطر یک کلیپ درفیلم مکس)

سریال راه بی پایان را دوست دارد.

در ساختمان سازی فعال است و نیاز مالی به بازیگری ندارد.

در دسترس بودن را دوست ندارد.

هرچند وقت یک بار آرایش مو و صورتش را تغییر میدهد .

معمولا سعی میکند در هر شرایطی عاقلانه تصمیم بگیرد .

نقش کوهیار در پارک وی را خیلی حسی بازی کرده .

سربازی نرفته .

  فیلمشناسی :

مکس (سامان مقدم، 1382)
پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)
                                                         

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 17:35  توسط کیمیا  | 

حضور بهرام رادان/نیما شاهرخ شاهی/رامبدجوان/حامدبهداد/به همراه اجرای زنده ی حمیدعسگری وگروه اریان در اولین دوره برگزاری مسابقات بین المللی جت اسکی

 


هشتم شهریور ماه ٬ اولین دوره ی برگزاری مسابقات بین المللی جت اسکی با حضور بهرام رادان٬ نیما شاهرخ شاهی٬ رامبد جوان٬ شاهرخ نور محمدی ٬ حامد بهداد و امیر حسین رستمی به عنوان هیئت داوران این مسابقه برگزار می شود . حضور خوانندگانی همچون حمید عسگری ٬ رضا یزدانی و گروه آریان به همراه اجرای زنده ی آنها در محل برگزاری این مسابقه از جمله نکات قابل توجه این سری از مسابقات می باشد . حضور عموم جهت تماشای مسابقات آزاد است . لازم به ذکر است تمامی وجه دریافت شده بابت بلیط به موسسه خیریه محک تعلق می گیرد . مسابقه از کنار ساحل خزرشهر به مسافت ۵ کیلومتر به سمت دریا کنار ٬ در مسیر مشخص شده به همراه بازگشت و گردش به دور توپهای تعبیه شده در داخل آب می باشد . مقامات سیاسی کشور نیز در این دوره از مسابقات حضور دارند و به تماشای اجرای زنده ی گروه های فوق خواهند نشست . اولین دوره مسابقات بین المللی جت اسکی روز هشتم شهریور ماه از ساعت ۱۵ بصورت زنده از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد . شرکت کنندگان در مسابقات تشکیل شده اند از ۲۰ شرکت کننده خارجی و ۲۰ شرکت کننده داخلی . نمایش هوایی توسط چتر بازان حرفه ای و اجرای حرکات نمایشی جت اسکی همراه با دود و برافراشته شدن پرچم کشورهای شرکت کننده از جمله دیگر برنامه های این سری از مسابقات است .

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط کیمیا  | 

کارت پستال

 

((نورزتان پیروز))

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 16:54  توسط کیمیا  |